گت بلاگز بازی ديوار سریال تاریخی مجموعه تابستان بازی: ديوار سریال تاریخی مجموعه تابستان کارگردان سامان مقدم اخبار فرهنگی و هنری
خانه اخبار حوادث وقتی سیمکارت خواستگارم را به بهانه ای قرض گرفتم،از پیامهای تلگرامش فهمیدم خواستگار دختر دیگری هم هست!

وقتی سیمکارت خواستگارم را به بهانه ای قرض گرفتم،از پیامهای تلگرامش فهمیدم خواستگار دختر دیگری هم هست!

دسامبر 6, 2018 ۰ بازدید

دختر 18 ساله ای که به همراه مادرش به کلانتری آمده بود ،از خواستگار سمج خود به جرم ایجاد مزاحمت و سلب آسایش شکایت کرد.

وقتی سیمکارت خواستگارم را به بهانه ای قرض گرفتم،از پیامهای تلگرامش فهمیدم خواستگار دختر دیگری هم هست!

عبارات مهم : ارتباط

دختر 18 ساله ای که به همراه مادرش به کلانتری آمده بود ،از خواستگار سمج خود به جرم ایجاد مزاحمت و سلب آسایش شکایت کرد.

به گزارش خراسان،وی گفت: تحصیلات پیش دانشگاهی را به آخر رسانده بودم که حدود سه ماه قبل به دیدار یکی از هم کلاسی هایم رفتم. من و شهربانو از اول دبیرستان با یکدیگر دوست بودیم ولی آن روز پسر جوانی را در منزل آن ها دیدم که شهربانو آن جوان را برادرناتنی خودش معرفی کرد و گفت برادر ناتنی اش جهت یافتن شغلی مناسب از مدت ها قبل خارج از کشور رفته بود. هنگامی که شهربانو با تعجب من روبه رو شد آیا که در طول چند سال گذشته این نخستین باری بود که برادرش را می دیدم، ادامه داد به علت این که من و آرزوی بزرگ ناتنی هستیم و به خاطر بعضی اختلافات خانوادگی او کمتر به منزل ما می آمد.

خلاصه آن روز مادر شهربانو به نوعی ماجرای خواستگاری را پیش کشید و سپس با مادرم تماس گرفت تا قرار خواستگاری را بگذارد. مادرم نیز که ازدواج ناموفقی داشت و از پدرم طلاق گرفته بود خیلی احتیاط می کرد تا من گزینش درستی داشته باشم و خودم جهت آینده ام تصمیم بگیرم.

وقتی سیمکارت خواستگارم را به بهانه ای قرض گرفتم،از پیامهای تلگرامش فهمیدم خواستگار دختر دیگری هم هست!

با وجود این در همان جلسه اول خواستگاری صحبت هایمان گل کرد و احساس کردم من و آرزوی بزرگ وجوه یکسان زیادی داریم و خواسته های هردو نفرمان یکی هست. ماه محرم نزدیک بود و قرار شد مراسم عقدکنان را بعد از آخر محرم و صفر برگزار کنیم تا حرمت این دو ماه عزاداری حفظ شود. از سوی دیگر این وقت فرصتی جهت آشنایی زیاد بود. مادرم اجازه داد به صورت تلفنی با آرزوی بزرگ در ارتباط باشم و گاهی نیز به همراه مادرم و آرزوی بزرگ بیرون می رفتیم ولی او مدام در مکالمات تلفنی از یأس و ناامیدی سخن می گفت و به این که سه بار دست به خودکشی زده هست، افتخار می کرد.

از طرف دیگر هنگامی که بیرون می رفتیم به تماس های تلفنی اش جواب نمی داد و با به صدادرآمدن زنگ تلفن، رنگ از صورت اش می پرید. دیگر خیلی به حرکات و رفتارهایش مشکوک شده است بودم تا این که روزی به بهانه ای سیم کارتش را امانت گرفتم. آن روز با دیدن خبر باعشق یک دختر در تلگرامش دنیا روی سرم خراب شد. باورم نمی شد او با کس دیگری ارتباط داشته باشد. به همین علت خودم را به جای آرزوی بزرگ جا زدم و با آن دختر ارتباط برقرار کردم. آن جا بود که فهمیدم حتی در این مدت خواستگاری از من با آن دختر هم ارتباط دارد.

دختر 18 ساله ای که به همراه مادرش به کلانتری آمده بود ،از خواستگار سمج خود به جرم ایجاد مزاحمت و سلب آسایش شکایت کرد.

این گونه بود که با «سحر» تماس گرفتم و همه ماجرای خواستگاری آرزوی بزرگ را برایش توضیح دادم او نیز گفت: آرزوی بزرگ با وعده ازدواج با او ارتباط برقرار کرده است به همین علت هر دو نفر تصمیم گرفتیم تا پیامک هایی را که آرزوی بزرگ جهت ما می فرستد جهت یکدیگر ارسال کنیم.

وقتی همه چیز برایم آشکار شد، از مادرم خواستم تا با خانواده آرزوی بزرگ تماس بگیرد و عنوان خواستگاری را منتفی کند. با آن که مادرم بسیار محترمانه و با عذرخواهی پاسخ منفی مرا به آن ها اعلام کرد ولی آرزوی بزرگ دست بردار نیست و مدام برایم ایجاد مزاحمت می کند به طوری که مزاحمت های او موجب رسوایی و آبروریزی شده است است و تهدیدم می کند اگر با او ازدواج نکنم خودکشی خواهد کرد.

وقتی سیمکارت خواستگارم را به بهانه ای قرض گرفتم،از پیامهای تلگرامش فهمیدم خواستگار دختر دیگری هم هست!

واژه های کلیدی: ارتباط | ازدواج | شهربانو | خواستگاری | جلسه اول خواستگاری | اخبار حوادث