بازی ديوار سریال تاریخی مجموعه تابستان

بازی: ديوار سریال تاریخی مجموعه تابستان کارگردان سامان مقدم اخبار فرهنگی و هنری

گت بلاگز اخبار اجتماعی امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

امشب، شب عاشوراست. نماز عشاء به امامت امام انسانیت تمام شده است هست. اینک امام حسین( درود خدابر او باد) اصحاب خود را جمع کرده تا با آنان گفت وگو کند.

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

عبارات مهم : خداوند

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

گزارشی از ساعات آغازین شب عاشورا که سیدالشهدا(ع) اصحاب خود را جمع کرد…

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

امشب، شب عاشوراست. نماز عشاء به امامت امام انسانیت تمام شده است هست. اینک امام حسین( درود خدابر او باد) اصحاب خود را جمع کرده تا با آنان گفت وگو کند.

امام سجاد(ع) در روایتی می فرماید که امام حسین با اصحاب خود گفت: «… همانا من اصحابی با وفاتر و بهتر از اصحاب خودم نمی شناسم و اهل بیتی از اهل بیت خود نیکوتر نمی دانم، خداوند شما را جزای خیر دهد. آگاه باشید که من نشانه دیگری جهت جماعت داشتم و ایشان را به راه اطاعت و متابعت از خداوند می پنداشتم ولی اکنون آن خیال دیگر گونه صورت بست.

امشب بیعت خود را از شما برداشتم و شما را به اختیار خود گذاشتم تا به هر سویی که می خواهید کوچ کنید. اکنون پرده شب شما را فرو گرفته هست. در این سیاهی شب به هر سو که می خواهید بروید. این جماعت مرا می خواهند و چون مرا بکشند به غیر از من نپردازند.»

امشب، شب عاشوراست. نماز عشاء به امامت امام انسانیت تمام شده است هست. اینک امام حسین( درود خدابر او باد) اصحاب خود را جمع کرده تا با آنان گفت وگو کند.

پاسخ حضرت عباس(ع) و بعضی یاران

هنگامی که سخن امام به اینجا رسید، اول کسی که سخن گفت عباس بن علی (ع) بود و سپس برادران و فرزندان و برادرزادگان و فرزندان عبدالله جعفر که عرض کردند: جهت چه این کار را بکنیم؟ آیا جهت آنکه بعد از تو زندگی کنیم؟ خداوند این کار ناشایسته را از ما دور کند.

گفت و گوی امام با فرزندان عقیل و پاسخ آنها

بعد آن امام حسین رو کرد به فرزندان عقیل و فرمود که شهادت مسلم بن عقیل جهت شما کافی هست. زیاد از این نباید مصیبت ببینید. من به شما اجازه می دهم هر کجا می خواهید بروید.

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

آنها عرض کردند: سبحان الله. مردم به ما چه می گویند و ما چه جوابی داریم بگوئیم؟ بگوئیم دست از بزرگ و سید و پسرعممان برداشتیم و او را در میان دشمن گذاشتیم، بی آنکه تیر و نیزه و شمشیری جهت یاری او به کار بریم؟ نه به خدا سوگند، ما چنین کار ناشایسته ای نخواهیم کرد، بلکه جان و مال و اهل و عیال خود را در راه تو فدا می کنیم و با دشمن تو مبارزه می کنیم تا هر چه جهت شما پیش می آید جهت ما هم پیش بیاید….”

سخنان مسلم بن عوسجه خطاب به امام حسین

در این وقت “مسلم بن عوسجه” برخاست و به امام حسین (ع) عرض کرد: یابن رسول الله! آیا فکر می کنی ما کسانی هستیم که دست از تو بر می داریم. بعد با کدام علت در نزد خداوند، عذر بخواهیم؟ لاوالله. من از خدمت شما جدا نمی شوم تا نیزة خود را در سینه های دشمن های تو فرو ببرم. تا دستة شمشیر در دست من باشد دشمن های را از پای در خواهم آورد و حتی اگر سلاحی جهت جنگ نداشته باشم با سنگ با ایشان مبارزه خواهم کرد. سوگند به خدا که ما دست از یاری تو برنمی داریم، تا خداوند بداند که ما حرمت پیغمبر را در حق تو رعایت نمودیم. به خدا سوگند که من در مقام یاری تو، در مرتبه ای هستم که اگر هفتاد بار کشته شوم و باز زنده شوم و مرا بسوزانند و خاکستر مرا بر باد دهند، هرگز از تو جدا نخواهم شد؛ تا زمانی که فوت را در خدمت شما ملاقات کنم. چگونه به شما خدمت نکنم با وجودی که شهادت در راه شما، فوت نیست بلکه کرامت جاودان و سعادت ابدی است.

امشب، شب عاشوراست. نماز عشاء به امامت امام انسانیت تمام شده است هست. اینک امام حسین( درود خدابر او باد) اصحاب خود را جمع کرده تا با آنان گفت وگو کند.

سخنان زهیر بن قین خطاب به امام حسین

بعد از او ” زهیر بن قین” برخاست و عرض کرد: به خدا سوگند که من نیز دوست دارم هزار بار کشته شوم وزنده گردم ولی تو ای پسر رسول خدا زنده باشی و خداوند فوت را از شما دور کند.

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

وقتی امام حسین چراغ ها را خاموش کرد تا کسی خجالت نکشد

بعد حضرت امام حسین(ع) همگی را دعای خیر فرمود. سپس دستور دادند چراغ ها را خاموش کنند و به اصحاب و یاران گفتند: چراغ ها را خاموش کردم تا هر کدام از شما که می خواهد بدون خجالت و شرمساری، مرا ترک کنید و در تاریکی شب خودتان را نجات دهید.

امام جایگاه بهشت را به یاران باقی مانده نشان دادند

روایات تاریخ نقل کرده اند تعدادی رفتند و یارانی باقی ماندند. امام حسین در آن شب جایگاه هر یک از افراد باقی مانده را در بهشت به ایشان نشان دادند و بر یقین ایشان افزودند.

گفت و گوی حضرت زینب(س) با امام حسین(ع)

امام سجاد(ع) می فرماید: حضرت حسین (ع) بعد از مکالمه با اصحاب، به خیمه خود رفت و سخن با آنان را ادامه داد. شب دهم که پدرم صبح آن شهید شد، من مریض بودم و زینب پرستاری من می کرد. ناگاه دیدم پدرم – حسین (ع) – کناری رفت و این شعرهای را قرائت می فرمود:

یا دَهْرُاُفّ لَکِ مِنْ خَلیلٍ

مِنْ صاحِبٍ و طالِبٌ قَتیلٍ

و اِنَّما الْاَمْرُ اِلَی الْجَلیلِ

امام سجاد ادامه می دهند: هنگامی که من این شعرهای را شنیدم، متوجه شدم که پدرم شهید خواهد شد. آن وقت گریه، گلوی مرا گرفت و بر آن صبر نمودم و اظهار جزع نکردم. ولی عمه مان زینب، هنگامی که حال برادرش را دید نتوانست خویشتن داری کند. بعد برخاست و ناخوداگاه به سمت حسین رفت و گفت: “کاش فوت مرا نابود کند و فوت تو را نبینم. امروز مثل زمانی است که مادرم فاطمه و پدرم علی و برادرم حسن از دنیا رفتند، بعد ای برادر! تو جهت من جانشین آنها و فریادرس آنهائی.

امام حسین رو به سوی خواهرش زینب کرد و فرمود: ای خواهرم! هرگز شیطان حلم ترا برباید که وقایع مشکل در پیش داریم.

وقتی امام حسین بعضی وقایع را جهت زینب(س) گفت

امام سجاد(ع) روایت می کند: در این لحظه امام حسین وقایعی را جهت عمه مان زینب(س) بازگو کردند و سپس اشک در چشم های مبارک حسین جاری شد….

در این لحظه زینت خاتون (سلام الله علیها) گفت: یا ویلتاه! ای برادر! این زیاد دل ما را مجروح می کند که راه چاره را از تو گرفته اند و تو باید به ضرورت شربت فوت بنوشی و ما را غریب و بی کس و تنها در میان اهل نفاق و افراد شقاوتمند بگذاری….

وقتی زینب به صورت خود زد، اشک ریخت و بی هوش شد

در این حال ناگهان زینب دگرگون شد، در حالی که به صورت خود می زد و اشک می ریخت، ناگهان به زمین افتاد و بی هوش شد. امام سجاد روایت می کند که حضرت امام حسین(ع) آب آورد و خواهر را بلند کرد و آب به صورت او پاشید تا به هوش آمد و جهت او قرآن خواند و سپس او را با این کلمات آرامش داد و فرمود:

ای خواهرم! به یاد خدا باش و صبر و شکیبائی کن و بدانکه اهل زمین می میرند و اهل آسمان باقی نمی مانند و هر چیزی در معرض هلاکت هست، جز ذات خداوندی که خلایق را با قدرت خود خلق فرموده و بر می انگیزاند و زنده می گرداند. خواهرم! جد و پدر و مادر و برادر من که بهتر از من بودند، هر یک دنیا را وداع کردند. بعد وظیفه من و وظیفه هر مسلمانی است که بر رسول خدا «ص» اقتدا و تأسی کند.

توصیه های امام به خواهرش بعد از به هوش آمدن

بعد از آن امام حسین فرمود: ای خواهر! من تو را قسم می دهم و باید به قسم من عمل کنی، هنگامی که که من کشته شوم گریبان در فوت من چاک نکنی و صورت خویش را به ناخن مخراشی و از جهت شهادت من در برابر دشمنان، فریاد و شیون به پا نکنی…

پس حضرت سجاد علیه السلام می فرماید: پدرم عمه ام را آورد در نزد من نشاند و او دلداری داد….

(منابع روایی و مقاتل: منتهی الآمال شیخ عباس قمی/مقتل لهوف سید ابن طاووس)

خبرآنلاین

واژه های کلیدی: خداوند | فرزندان | اخبار اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs